حسن فراهانى
171
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
نوشتههاى آزاد عليه برخى از اقدامات سردار سپه ، سبب شد كه وى براى چهارمين بار زندانى شود . او پس از گذراندن شش ماه حبس و تحمل شكنجه آزاد شد . كماكان به فعاليتهاى سياسىاش ادامه داد ، تا اينكه در 1303 ش ، مجددا توسط جان محمد خان امير علايى ، امير لشكر جديد شرق ، دستگير شد و دو سال از عمر خود را در زندان كلات گذراند . آزاد در دورهء استاندارى حسين بنى آدم ( شريف الدوله ) در خراسان ، بار ديگر به جرم فعاليت عليه سياست عمومى مملكت و اقدام به تشبثات منافى سياست دولت ، دستگير شد . و مدت پانزده ماه در سبزوار زندانى شد . انور خامهاى علت دستگيرى و حبس وى را ، نوشتههاى چپگرايانه و روابط نزديك او با آقابكف ، كنسول دولت سوسياليستى شوروى در مشهد ، عنوان كرد . در 1306 ش ، آزاد مقالهاى راجع به آزادى زنان در هفتهنامهء آزاد به چاپ رساند كه موجب اعتراض حاج آقا حسين قمى ، از مراجع بزرگ مشهد ، شد . آزاد ، نهمين دفعهء اسارت خود را ، كه ده سال طول كشيد ( 1310 - 1320 ش ) ، بدون محكوميت ، با نظر مستقيم رضا خان سپرى كرد . آزاد ، در سالهاى نخستين حبس ، با طرفداران افكار كمونيستى همسو بود ، ولى بعدها مناسبات خود را با آنها قطع و مواضعى مخالف اتخاذ كرد . آزاد بعدها با نگارش يادداشتهايى تحت عنوان : اسرار زندان قصر ، به مخالفت با همبندهاى ماركسيست خود پرداخت بعد از اشغال ايران توسط متفقين در شهريور 1320 ش ، در فضاى سياسى جديد ، وى از جمله زندانيان سياسى بود كه پس از ده سال ، طعم آزادى را مىچشيد . در اين زمان عبد القدير به دليل حدود بيست سال مبارزه و تحمل زندان و شكنجه ، در اذهان مردم ، شخصيتى ملى و آزادىخواه به شمار مىآمد . وى در مهر 1320 ، بعد از جدايى از حزب توده ، بلافاصله به همراه كسانى كه سابقهء مخالفت با دولت رضا خان داشتند ، حزب استقلال را تأسيس و دورهء دوم انتشار روزنامهء آزاد را با عنوان « ارگان حزب استقلال » شروع كرد . آزاد در انتخابات مجلس چهاردهم ( 1322 ش ) از سبزوار براى نمايندگى نامزد شد ؛ ولى با همهء تجربيات سياسى و مطبوعاتىاش ، نتوانست به مجلس راه يابد . وى از آن پس ، به مخالفتهاى خود با حزب توده و طرفداران سيد ضياء الدين طباطبايى شدت بخشيد و در يادداشتهاى خود ، از آنها به عنوان : دو دسته مفسد و خطرناك ياد مىكرد و براى مبارزه با آنها ، تشكيل حزب جبههء ملى را پيشنهاد كرد . با تشكيل حزب دموكرات ايران ، توسط احمد قوام ( قوام السلطنه ) در 1325 ش ، آزاد آن را براى اهداف سياسى خود مناسب ديد و از عضويت در آن استقبال كرد . وى در انتخابات مجلس پانزدهم كه با اعمالنفوذ و قدرت دولت قوام و طرفدارانش صورت گرفت ، به عنوان نماينده مردم سبزوار به مجلس راه يافت . اما قبل از افتتاح مجلس ، بين اعضاى حزب دموكرات قوام ، اختلاف افتاد . حزب استقلال به رهبرى آزاد ، نيز در آغاز تير 1326 بيانيهاى عليه دولت قوام صادر كرد . در آغاز كار مجلس پانزدهم در تير 1326 ، اقليت مجلس ، مخالف قوام محسوب مىشدند . مظفر بقايى ، حايرىزاده ، حسين مكى و غلامحسين رحيميان ، اعضاى شاخص اين گروه بودند . مخالفتهاى فراكسيون حزبى ، از آغاز افتتاح مجلس ، موجب تضعيف دولت و حزب قوام ، در مقابل مخالفانى چون دربار شد . در 23 خرداد 1327 ، زمانى كه عبد الحسين هژير با حمايت دربار براى نخستوزيرى پيشنهاد شد ، آزاد در ابتدا با دريافت نشانههايى از جانب هژير ، براى شركت در كابينه خود را حامى دولت نشان داد . اما با پخش اعلاميهء شديد اللحن آيت اللّه كاشانى عليه هژير ، آزاد همكارى با كاشانى را براى وصول به مقاصدش ترجيح داد . وى بلافاصله با حضور نزد كاشانى ، خود را مطيع مواضع سياسى او معرفى كرد . عبد القدير آزاد ، به همراه اقليت مجلس ، به خاطر تيراندازى نيروهاى دولتى به سوى مردم ( 3 تير 1327 ) ، عليه دولت هژير ، اعلام جرم كرد . سياستهاى دولت هژير نيز ، براى تحكيم قدرت شاه و حمايت از منافع دولت انگليس ، موجب تشديد مخالفتهاى داخلى و خارجى شد . در اين شرايط آزاد ، خود را به كانونهاى طرفدار كاشانى نزديكتر كرد . اما همين گزارشها حاكى از آن است كه آزاد در همان زمان با محافلى از دربار نيز روابطى حسنه داشته است . دولت هژير بارها توسط گروه اقليت مجلس استيضاح شد و آزاد نيز در اين ماجرا شركت فعالى داشت . در 17 آذر 1327 وقتى دولت ساعد جانشين دولت هژير شد ، در برابر فشار افكار عمومى قرار گرفت كه خواهان حل مسئله نفت بودند . بخشى از توجه عموم به اين مسئله ، ناشى از تلاشهاى آزاد و همراهانش در مجلس بود . به واقع آنها در اين دورهء مجلس ، زبان گوياى آمال و آرزوهاى ملت در زمينهء نفت بود . دولت ساعد ، ترور نافرجام شاه ، در بهمن 1327 را ، بهانهء سركوب اعتراضات مردم قرار داد ؛ ولى همه چيز در يد قدرت وى نبود . آزاد به همراه گروه اقليت ، به سياستهاى دولت اعتراض و طرح الغاى امتيازنامه را در مجلس مطرح كردند . پس از ترور هژير ، در 13 آبان 1328 ، آزاد به عنوان عضو كميتهء تبليغات جبهه ، ملى ، به همراه مصدق دستگير و از تهران تبعيد شد . به سبب اتخاذ مواضع تند عليه دولت رزمآرا و شركت در ادامهء طرحها و لايحههايى كه ملى شدن صنعت نفت ايران را تسريع مىكرد ، به اوج شهرت رسيد . سرانجام نمايندگان مجلس با حمايت همهجانبهء مردم ، در اسفند 1329 ، طرح ملى شدن صنعت نفت را تصويب كردند . در خرداد 1330 ، آزاد آشكارا به انتقاد از شخص مصدق پرداخت . وى عدم پيشرفت سياست دولت در اجراى طرح ملى شدن نفت را ، ناشى از تركيب ناهمگون اعضاى هيئت دولت مىدانست و در نطقها و يادداشتهاى خود ، همواره بر انگليسى بودن آن تأكيد مىكرد و معتقد بود كه با قواى انگليسى نمىتوان به جنگ انگليسىها رفت . در شهريور 1330 ، با ورود استوكس ، صاحبمنصب انگليسى به تهران ، نزاع بين دولت و مخالفان حاضر در مجلس شوراى ملى ، به اوج خود رسيد و آزاد با يوسف مشار ، وزير پست و تلگراف در صحن مجلس زدوخورد نموده و او را با اسلحه تهديد به قتل كرد . زدوبندهاى پنهان و پيداى آزاد عليه سياستهاى مصدق ، موجب حذف وى از فهرست كانديداهاى پيشنهادى جبههء ملى ، در انتخابات مجلس هفدهم شد ، ولى در عوض ، نامش در فهرست پيشنهادى دربار گنجانده شد . در نتيجه بر خلاف گذشته ، از جانب مردم مورد استقبال قرار نگرفت و به مجلس راه نيافت . چند روز پس از سقوط دولت مصدق ، آزاد در يادداشتى در ارگان حزب استقلال ، ضمن اظهار موافقت با كودتاى دولت زاهدى نوشت كه مصدق بايد اعدام و اموالش مصادره شود . علىرغم تمام تلاشهايى كه آزاد در همگامى با مخالفان دولت مصدق انجام داد ، پاداش درخورى دريافت نكرد . در همان سال 1332 ش ، حزب استقلال ، كه طى بيش از يك دهه رهبرى آزاد ، فعاليتى نهچندان موفق داشت ، تعطيل شد . در اين زمان ، دولت زاهدى ، آزاد را به رياست شركت فرش منصوب كرد تا شايد از مسائل سياسى دور بماند . آزاد در انتخابات دورهء بيستم مجلس شوراى ملى ( 1339 ش ) ، بقايى ، حايرىزاده ، رحيميان و عميدى نورى در اجتماعات حضور يافت و به همراه بقايى از سياستهاى خود در دورهء دولت زاهدى دفاع كرد . اما حضورى مؤثر نبود . از آن پس تا يك دههء ديگر ، آزاد زندگى آرامى را به دور از مسائل سياسى و فرهنگى گذراند و سرانجام در آبان 1352 در تهران ، درگذشت . ( فرهنگ ناموران ، ج 1 ، ص 128 - 136 ) .
--> ( 5 ) . تلگراف معتصم السلطنه به وزارت امور خارجه ، 2 / 3 / 1300 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1300 ، ك 42 ، پ 7 ، ص 14 . ( 6 ) . تلگراف كارگزارى مشهد به وزارت امور خارجه ، 31 / 2 / 1300 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1300 ، ك 42 ، پ 7 ، ص 46 .